صفحه اول تماس با ما RSS                     قالب وبلاگ
  
پرتال فناوری اطلاعات ایران
رضا عارفان شنبه 16 اردیبهشت 1391 نظرات ()




برترین ها:  یكی از مهم‌ترین مزیت‌های آیفون و آیپد وسایل جانبی زیادی است كه می‌توان برای آنها تهیه كرد. وسایلی كه هر كدام از آنها از آیپد یا آیفون یك وسیله جدید با كاربری‌های متفاوت می‌سازند. كاربری‌هایی كه شاید هیچگاه تصور نمی‌كردیم بتوان از یك تلفن همراه انتظار داشت و همین امر محصولات اپل را زیبا‌تر می‌كند؛ اینكه بدانیم مدام قابلیت‌های دستگاهمان افزایش پیدا می‌كند و باعث می‌شود هیچگاه برایمان تكراری نشود و از آن خسته نشویم البته اگر جزو دارندگان دستگاه‌های اپل نیستید، چندان ناراحت نباشید چون بعضی از این وسایل جانبی روی بقیه گوشی‌های هوشمند و تبلت‌ها هم كار می‌كنند.





Irig

آیفونی كه آمپلی‌فایر می‌شود

اگر اهل موسیقی و گیتار زدن هستید، می‌توانید با آیپد یا آیفون‌تان برای گیتارتان یك آمپلی‌فایر‌ بسازید. كافی‌است كه یك سیم از آیفون یا آیپد را به گیتار وصل كنید و بعد هدفون‌های آیفون را در گوش‌تان بگذارید. همچنین می‌توانید صدای گیتار را هم تنظیم كرده و هم تقویت كنید تا به آن صدایی كه می‌خواهید، برسید.

حدود قیمت : 145 هزار تومان





Magic Cube Celluon

كیبورد جادویی

اگر دوست دارید برای آیفون یا آیپدتان یك كیبورد بگیرید ولی حوصله حمل یك كیبورد را ندارید به شما پیشنهاد می‌كنیم، یك كیبورد لیزری بخرید.  این كیبورد مثل یك جعبه جادویی كوچك است كه وقتی آن را روشن كنید، نور لیزری حاصل از آن مثل كیبورد روی میز می‌افتد و شما می‌توانید به راحتی متن مورد نظرتان را تایپ كنید. این كیبورد با هر وسیله دارای بلوتوث‌كار می‌كند.

حدود قیمت : 280 هزارتومان





Remote Control  Griffin

همه چیز را با آیفون كنترل كنید

اگر جزو كسانی هستید كه در خانه‌تان مدام كنترل تلویزیون گم می‌شود و باید زمانی را برای پیدا كردن آن اختصاص دهید و آخر هم ممكن است آن را پیدا نكنید، ما برایتان یك پیشنهاد خوب داریم. می‌توانید دستگاه آیفون خود را به كنترل تلویزیون تبدیل كنید. كافی است این دستگاه را در اختیار داشته باشید تا بتوانید تمام وسایل را با آیفون كنترل كنید.

حدود قیمت : 155 هزار تومان





dot

فیلمبردار آیفونی استخدام

این لنز شگفت‌انگیز روی آیفون 4 و 4S با پایه‌ا‌ش نصب می‌شود و بعد به صورت خودكار فیلمبرداری را شروع می‌كند، یعنی لنز درون آن شروع به چرخیدن می‌كند و به‌صورت 360‌درجه و پانوروما شروع به فیلمبرداری می‌كند. مثلا تصور كنید در یك كنسرت هستید، می‌توانید بدون اینكه دست​تان را تكان دهید هم صحنه را فیلمبرداری می‌كنید و هم تماشاگران را.

حدود قیمت : 180 هزارتومان





ILUVE

هم بلندگو هم محافظ

این وسیله می‌تواند برای شما چند كاربرد داشته‌باشد؛ اول از همه اینكه یك بلندگوی مسافرتی محسوب می‌شود، یعنی همه جا می‌توانید آیفون‌تان را در آن قرار دهید و بعد آهنگ‌های محبوب‌تان را با صدای خوب بشنوید. علاوه بر این از آنجا كه گوشی در آن به‌خوبی جا می‌گیرد، گوشی‌تان از تمام حوادث احتمالی در امان می‌ماند.

حدود قیمت : 45 هزارتومان





Powerdock Dual Griffin

اگر منظم بودن برایتان مهم است

اگر می‌خواهید برای آیفون و آیپد یا حتی آیپادتان یك جای ثابت داشته‌باشید این وسیله بسیار مناسب است. كافی است آن را در گوشه میزتان بگذارید و آیفون یا آیپد را روی آن قرار دهید در این صورت هم آنها شارژ می‌شوند(این وسیله شارژر هم هست) و هم برای استفاده و كار كردن لازم نیست آنها را در دست بگیرید.

حدود قیمت : 130 هزارتومان





Itrip Dual Connect Griffin

از آیفون تا اتومبیل

اگر می‌خواهید در ماشین آهنگ‌های روی آیفون یا آیپدتان را گوش كنید، احتیاج به یك تبدیل رادیو FM دارید تا آهنگ‌ها را بدون واسطه از آیفون یا آیپد به پخش‌كننده ماشین منتقل ‌كند. علاوه بر آهنگ‌ها می‌توانید هنگام صحبت كردن نیز صدای تماس‌گیرنده را به وسیله ضبط در ماشین پخش كرده و راحت‌تر صحبت كنید.ناگفته نماند در این مدت تلفن‌تان با شارژر فندكی هم شارژ می‌شود.

حدود قیمت : 75 هزارتومان

5 راهكار برای  افزایش عمر باتری‌های آیفون

1. تنها ماهی یك‌بار كالیبره كنید

خیلی‌ها گمان می‌كنند اگر اجازه دهند شارژ باتری كامل خالی شود و بعد شارژ شود، عمر آن افزایش می‌یابد اما كاملا اشتباه می‌كنند چون اپل به مشتریانش توصیه می‌كند، ماهی یك بار وسیله خود را كالیبره كنند ولی نه بیشتر. كالیبره كردن یعنی استفاده از گوشی تا زمانی كه شارژش كامل تمام شود و بعد شارژ كامل ولی به یاد داشته باشید انجام مداوم این كار می‌تواند عمر باتری را كم كند.

2. كم كردن میزان روشنایی صفحه افزایش عمر باتری

 ios به‌صورت خودكار میزان روشنایی صفحه نمایش را با میزان روشنایی محیط پیرامون، تطبیق می‌دهد اما شك و تردیدهایی در مورد میزان كارایی این مكانیسم خودكار وجود دارد، بنابراین خودتان هم می‌توانید میزان روشنایی را هر گاه خواستید، پایین بیاورید یا بالا ببرید.

3. برنامه‌های اضافه را خاموش كنید

اگر می‌خواهید باتری مدت بیشتری شارژ نگه‌دارد تا جایی كه می‌توانید فعالیت‌های پشت صفحه را كم كنید، مثلا از اپلیكیشن‌های تعیین موقعیت مثل Foursquare وقتی كه میزان شارژ كمی دارید،  استفاده نكنید. همچنین به یاد داشته باشید دستگاه را فقط برای سرویس‌های ضروری روشن بگذارید و بلوتوث و وای‌فای را هم خاموش كنید.

4. شارژ منظم فراموش نشود

شارژ كردن منظم باتری به افزایش عمر باتری كمك می‌كند؛ به این معنی كه اگر مرتب در هر بار شارژ مثلا بین ۱۰تا صددرصد شارژ حركت كند، نسبت به باتری كه در هر بار شارژ بین ۴۰تا صد درصد حركت می‌كند، ظرفیت باتری‌ زودتر كاهش می‌یابد.

5. شارژ طولانی مدت به باتری آسیب نمی‌زند

اگر گوشی‌تان برای مدت طولانی به شارژر متصل بود نگران خراب شدن باتری نباشید چون اپل قابلیتی در وسایل خود گنجانده است كه این نگرانی را رفع می‌كند. وقتی باتری كاملا پر‌شده همچنان به شارژر متصل باشد گوشی به‌صورت خودكار تا ۹۹درصد شارژ می‌شود و سپس دوباره به صد درصد می‌رسد. این چرخه به‌صورت پیوسته ادامه می‌یابد.






Bamboo Stylus

روی تلفن‌تان نقاشی كنید

دوست دارید بتوانید به راحتی همانند دفتر روی آیپدتان با خودكار بنویسید و نقاشی كنید؟ اگر جوابتان مثبت است این قلم حرارتی می‌تواند برایتان جذاب باشد چون از آیپد شما یك كاغذ می‌سازد كه می‌توان به راحتی روی آن طراحی كرد و یادداشت نوشت. همچنین سر دیگر این قلم حرارتی یك خودكار معمولی است كه اگر نیاز به نوشتن روی كاغذ داشتید، لازم نباشد خودكار دیگری همراه داشته‌باشید.

حدود قیمت : 85 هزارتومان



رضا عارفان جمعه 5 خرداد 1391 نظرات ()
هفت صبح: زمانی که در سال های میانی دهه 80 شمسی واردات خودرو به کشور از نو آغاز شد انواع و اقسام بنز و ب.ام.و های آلمانی نخستین خودروهایی بودند که توانستند خود را به داخل کشور برسانند.

در میان انواع خودروهای پر زرق و برق وارداتی، سری 5 ب.ام.و ازجمله خودروهایی بود که به واسطه طراحی منحصر به فرد و پویا و البته قیمت نه چندان گزاف در مقایسه با دیگر رقبای هموطن خود به سرعت توانست جای پای خود را در میان لوکس رانان ایرانی مستحکم کرده و همزمان با بازارهای خارجی در ایران نیز به موفقیت چشمگیر دست یابد.



این سری از محصولات کمپانی ب.ام.و در مدل های 520، 525، 530 و در تعداد محدودی نسخه پرقدرت 540 یکی پس از دیگری وارد خاک ایران شدند و به فروش رسیدند.

نسل جدید ب.ام.و سری 5 نیز پس از خروج رسمی ب.ام.و از ایران در آخرین روزهای سال 88 و توسط واردکنندگان آزاد خودرو به کشور آن هم تنها در نسخه 523i وارد ایران شد تا ب.ام.و دوستان داخل کشور نیز شانس این را داشته باشند سوار آخرین محصول خودروساز پرآوازه باواریایی شوند.

30 سال با سری 5

شاید روزی که کمپانی ب.ام.و در سال 1972، نخستین سری 5 را روانه بازار کرد هرگز فکرش را هم نمی کرد چهار دهه بعد، این سری از محصولات این شرکت لقب «کارآمدترین خودرو سواری جهان» را از آن خود کند و با فروش 5/5 میلیون دستگاهی، سردمدار کلاس سدان های خانوادگی لوکس در چهار گوشه جهان شود. نسل نوین ب.ام.و سری 5 که برای سال 2010 به بازار معرفی شد و اکنون هرچند به صورت محدود اما در خیابان های کشورمان قابل مشاهده است، در هفت نسخه مختلف و با بهره مندی از رنج گسترده قوای حرکتی تولید می شود که ضعیف ترین گونه آن مدل 520 با موتور دیزلی بوده که قادر به تولید 184 اسب بخار قدرت و قوی ترین نسخه آن هم مدل 550 با موتور 4/4 لیتری که توانایی 407 اسب بخار قدرت را داراست، به شمار می آیند. آنچه در ادامه خواهید خواند تست فنی و بررسی تکنیکی یکی از معدود مدل های سری 5 جدید در کشورمان است.



نقد طراحی



زمانی که سال 2010 و پس از گذشت هفت سال از تولید نسل پنجم سری 5 کمپانی ب.ام.و تصمیم به معرفی نسل جدید این خودرو گرفت، آنچه با انتشار نخستین تصاویر استودیویی و سپس تصاویر تبلیغاتی نسل جدید سری 5 به چشم می خورد جذابیت بصری کمتر این محصول نسبت به نسل پیشین آن بود که توسط دستان هنرمند «کریس بنگل» (مدیر وقت دپارتمان طراحی ب.ام.و و بنیانگذار سبک نوین طراحی در محصولات ب.ام.و) بود.

اما آنچه پس از ورود سری 5 جدید به خیابان ها و مشاهده این خودرو از نزدیک، نمود پیدا می کند زیبایی و جذابیت بالای سری 5 برای رهگذران است. سری 5 جدید از نظر بسیاری از کارشناسان، معجونی از طراحی نسل جدید سری 3 و سری 7 محصولات ب.ام.و به شمار می آید.

شباهت محسوس این خودرو به سری 7 ب.ام.و و برخورداری از طراحی ساده که البته روح اصالت همیشگی ب.ام.و بیش از پیش در کالبد آن دمیده شده است، از سری 5 جدید خودرویی عامه پسند و در عین حال محافظه کار ساخته است. دماغه بزرگ و پهن جلو، احجام اغراق شده، خطوط و قوس های روی کاپوت خودرو و چراغ های عقب کپی شده از مدل سری 7 محصولات ب.ام.و مهم ترین المان هایی خواهند بود که در نخستین نگاه توجه شما را جلب خواهند کرد.



فرقی نمی کند در چند سالگی می خواهید سوار سری 5 جدید شوید، در سنین جوانی اهل سدان اسپورت هستید یا در سنین میانسالی می خواهید از خودرو لوکس و اشرافی تان لذت ببرید. ب.ام.و هر دو گروه را راضی خواهد کرد!

تناسبات حساب شده بدنه خودرو، اگزوزهای دوگانه سپر عقب، رینگ های جدید که به صورت انحصاری برای این سری از محصولات ب.ام.و ساخته شده است هر سلیقه ای را ارضا خواهد کرد.

به طور کلی سری 5 جدید را با داشتن زبان طراحی مشترک با سری 7 و با برخورداری از طرح محافظه کارانه نسبت به نسل پیشین خود، می توان یک «سری 7 کوچک» نام برد برای کسانی که توانایی پرداخت قیمت خرید یک ب.ام.و سری 7 را ندرند، می تواند بسیار وسوسه انگیز باشد.





جشنواره تجهیزات رفاهی در سری 5

اما تنها شباهت ظاهری و نزدیکی اندازه جثه نسل جدید سری 5 به سری 7 ب.ام.و نیست که از سری 5 یک «سری 7 فشرده شده» ساخته است. فستیوالی از تجهیزات رفاهی و ایمنی و انبوهی از تکنولوژی های نوین صنعت خودروسازی در زیر پوسته سری 5 نهفته است؛ سنسور و دوربین پارک، کنترل کروز هوشمند با قابلیت کاهش سرعت خودکار، سیستم کنترل هوشیاری راننده با لرزاننده فرمان، فناوری نشان دهنده اطلاعات صحنه روی شیشه جلو، سامانه نایت ویژن که در تاریکی شب و با استفاده از فرستنده مادون قرمز رانندگی در شب را سهولت می بخشد، تنظیم دوگانه سیستم ایرکاندیشن، نسل جدید سیستم نرم افزاری و سخت افزاری iDrive (مدیریت کامپیوتر مرکزی خودرو)، سامانه کنترل الکترونیکی کمک فنرها، قابلیت تشخیص و خواندن تابلوهای راهنمایی، هشدار دهنده تغییر ناگهانی مسیر، نشان دهنده بهترین زمان تعویض دنده و شیفترهای تعویض دنده پشت فرمان تنها بخشی از تجهیزات و تکنولوژی های نوین به کار رفته در این خودرو هستند.



همچنین در نسل نوین سری 5 برای اولین بار شاهد استفاده برخی تجهیزات و ابداعات جدید صنعت خودروسازی هستیم که ازجمله آنها می توان به سیستم تعلیق تمام آلومینیومی، سیستم فعال فرمان و اولین خودرو مجهز به سامانه Start/Stop در کلاس خود نام برد.



توانایی های حرکتی

از طراحی ظاهری خودرو که بگذریم به مجرد فشردن دکمه Start تنها نماینده نسل جدید سری 5 در ایران، پیشرانه با آرامش تمام آماده انجام وظیفه شده و خبری از غرش یک خودرو اسپورت نخواهیم یافت.

523i در آغاز حرکت، رفتاری کاملا متمدن و شهری از خود به نمایش می گذارد اما با چسبیدن عقربه دور موتور به محدود «کات آف» روی دیگر سکه نمایان شده و 204 اسب بخار قدرت آماده است تا طعم «لذت رانندگی» را هرچند در مقیاس کوچک به راننده بچشاند.

پیشرانه سه لیتری 523i که هر اسب بخار قدرت را به هر 8/4 کیلوگرم از وزن خودرو اختصاص می دهد می تواند تنها نسخه رام شده سری 5 را ظرف مدت 7/9 ثانیه از حالت سکون به مرز سرعت 100 کیلومتر بر ساعت برساند.



در این میان نقش گیربکس هشت سرعته اتوماتیک ساخت ZF که تعویض دنده ها را به طور محسوسی نرم تر و روان تر از پیش انجام می دهد نمی توان نادیده گرفت. اگر پیش از این سابقه رانندگی با دو نسخه قدرتمند نسل پیشین سری 5 یعنی 530i و 540i را داشته اید و با آنها آنگونه که خواسته اید تاخته اید، باید توجه داشته باشید پشت فرمان 523i شما یک «لوکس سوار» هستید تا یک «ب.ام.و سوار» بی تب و تاب؛ و این به آن معناست که اگر می خواهید از پرداخت حدود 220 میلیون تومانی که بابت خرید 523i پرداخته اید، پشیمان نشوید باید بیش از فشردن پای خود روی پدال گاز خود را سرگرم انبوهی از ادوات و تجهیزات رفاهی و ایمنی این خودرو کنید!

با این وجود اگر احساس می کنید هنوز وارد نیمه دوم زندگی تان نشده اید و بخش مربوط به هیجان مغزتان تشنه واکنش نشان دادن به حوادث پیش رو بوده و میان خرید 523i و نسل جدید مرسدس بنز E300 دودل مانده اید، ما به شما ب.ام.و را پیشنهاد می دهیم.

سخن پایانی اینکه اگر شما هم جزو آن دسته از افرادی هستید که نمی خواهید پشت هر چراغ قرمز نمونه های مشابه خودروی تان را مشاهده کنید و ابایی از پرداخت هزینه بیشتر برای متمایز بودن از دیگران ندارید، 523i خودرو مناسب شماست اما فقط به لوگوی آبی و سفید خودروی تان دل خوش نکنید که تنها یک کورس دوستانه با رقبای ارزان تر می تواند لبخند را از چهره شما محو کند!





برترین ها:  كمتر كسی است كه با «مارك زوكربرگ» بنیانگذار شبكه فیس‌بوك آشنا نباشد. او كه به واسطه مالكیت  سهام فیس‌بوك امروز به یكی از جوان‌ترین میلیاردرهای جهان تبدیل شده. زوكربرگ اگرچه به فهرست جوان‌ترین مردان ثروتمند جهان راه یافته اما بخش وسیعی از شهرتش را به دلیل تاثیر ویژه‌ای كه در عرصه اطلاعات در جهان داشته، به دست آورده است.  مارك علاقه زیادی به مطالعه ادبیات داستانی به‌ویژه آثار منتشر شده در ژانر علمی- تخیلی و مینی‌مالیسم دارد. محبوب‌ترین رمان او «پایان بازی» به قلم «اورسن اسكات كارت» نویسنده اهل ایالات متحده است كه درباره پایان زندگی زمین و سرنوشت بشر به رشته تحریر در آمده. اگر به صفحه شخصی او در شبكه اجتماعی سر بزنید، خواهید دید او بیش از هر چیز به ساختن چیزهای مفید، هك كردن، ساده‌زیستی، فراگیری زبان‌های مختلف و انقلاب درچرخه‌های اطلاعاتی جهان، علاقه‌مند است.



مارك برای شروع اجازه بده یكی از عجیب‌ترین سوال‌های هوادارانت را با تو مطرح كنیم،  این شایعه درست است كه تو گوشت نمی‌‌خوری مگر آنكه آن حیوان را خودت شكار كرده باشی؟

این موضوع مربوط به یك قرار شخصی می‌شود؛ من هر سال برای خودم هدفی می‌گذارم كه متناسب با آن كاری جدید و شگفت‌انگیز را تجربه كنم.  برای مثال در سال 2012 می‌خواهم زبان چینی و انواع بستن گره‌های كراوات را یاد بگیرم. مسئله شكار و كشتن حیوانات نیز به همین برنامه‌ها برمی‌گردد. سال 2011قصد داشتم بیشتر در جریان چگونگی آماده شدن غذاها قرار بگیرم. به همین دلیل سراغ یكی از دوستانم رفتم و او مرا با مزرعه‌داری و گله‌داری آشنا كرد تا بتوانم از آنها شیوه‌های كاشتن و پرورش سبزی‌ها و چگونگی كشتن بز، مرغ، خوك و حتی خرچنگ را یاد بگیرم و با مراحل آماده‌سازی‌ آنها برای تهیه غذا آشنا شوم.  این تجربه بسیار جالب و زیبا بود.  وقتی تلاش كردم خودم سبزی بكارم و پرورش دهم یا یك حیوان را بكشم و بعد از آن، گوشتش را برای تهیه غذا استفاده كنم درس‌های زیادی گرفتم؛ اینكه هنگام خوردن غذا متوجه باشم كه چه زحمتی برای تهیه و طبخ آن كشیده شده است. بسیاری از مردم هنگام خوردن غذا متوجه این موضوع نیستند. در نهایت هم تصمیم گرفتم كه گیاه‌خوار باشم مگر آنكه جانوری كه گوشتش را كه بخواهم بخورم را خودم بكشم.

بعضی از مردم معتقدند از ترس مسموم شدن با گوشت‌های فاسد این رویه را پیش گرفته‌ای؟

نه ترس از مسمومیت ندارم البته من به سلامت مواد‌غذایی اهمیت می‌دهم و با این شیوه‌ای كه پیش گرفته‌ام بی‌شك غذاهای سالم‌تری در برنامه غذایی‌ام دارم و از گوشت و سبزی تازه استفاده می‌كنم اما جالب است كه پس از نخستین تجربه ذبح یك بز كمتر سراغ غذاهای گوشتی می‌روم و بیشتر تمایل به خوردن غذاهایی كه با سبزی طبخ شده‌اند دارم. این موضوع اذیتم می‌كند كه حیوانی كشته شود تا گوشتش غذای من شود.

بخش‌هایی از زندگی تو توسط «دیوید فینچر» در فیلم سینمایی «شبكه اجتماعی» به نمایش درآمد اما انگار زیادی به فیلمنامه آن انتقاد داشتی و می‌گفتی كه داستان آن براساس زندگی‌‌ات نبوده؟

ترجیح می‌دادم تا وقتی زنده‌ام هیچ فیلمی درباره من و زندگی خصوصی‌ام و دل‌مشغولی‌هایم ساخته نشود  اما به هرحال این اتفاق افتاد. آنچه در این فیلم از من و  زندگی خصوصی‌ام ارائه شد با شخصیت واقعی من تفاوت داشت و من از سازندگان این فیلم كه به زندگی خصوصی من سرك كشیده‌اند دل خوشی ندارم. آنها در این فیلم شكست عاطفی مرا بهانه‌ای برای ایجاد شبكه اجتماعی می‌دانند اما واقعیت این است كه پیش از آنكه این ایده به ذهنم برسد من نامزد داشتم و هنوز هم این نامزدی را حفظ كرده‌ام و آنچه در این فیلم نشان داده شد واقعیت نداشت از این خنده‌دار‌تر نشان دادن انگیزه من از ایجاد شبكه اجتماعی این بود كه توسط كارگردان در این فیلم مطرح شده بود؛ در این فیلم به مخاطب القا شده بود كه من بعد از شكست عاطفی این شبكه را ایجاد كرده‌ام؛ این واقعا احمقانه است.

پس حرف و حدیث‌هایی كه درباره انگیزه تو از تاسیس این شبكه وجود دارد، درست نیست؟

زمانی كه هنوز دانشجوی هاروارد بودم وب‌سایتی به نام facemash داشتم كه كاربران این وب‌سایت می‌توانستند برای خودشان محبو‌ب‌ترین دانشجوی دانشگاه را انتخاب كنند؛ البته این انتخاب براساس داده‌ها و عكسی كه از این دانشجویان در پرونده تحصیلی آنها موجود بود صورت می‌گرفت. این وب‌سایت چندان مورد توجه دانشجویان قرار نگرفت به خاطر همین تصمیم گرفتم سایت دیگری را طراحی و به روز كنم و حاصل این ماجراجویی تاسیس شبكه اجتماعی در چهارمین روز ماه فوریه سال 2004 بود. در ماه‌های اول این سایت فقط در اختیار دانشجویان هاروارد بود اما پس از مدتی حضور در آن و داشتن صفحه اطلاعات شخصی برای عموم مردم آزاد شد. اصل ماجرا این بود اما «فینچر» این موضوع را جور دیگری برای مخاطبش تصویر كرده است. وقتی چند هفته بعد از اكران «شبكه اجتماعی» به اصرار دوستانم به تماشای فیلم رفتم، احساس كردم این فیلم اگرچه واقعیت‌های زندگی مرا به مخاطب ارائه نمی‌كند اما فیلم خوش‌ساختی است.

استیو جابز نیز علاقه زیادی به پوشیدن لباس‌های راحت داشت. او همیشه كفش ورزشی، شلوار جین و یك بلوز ساده می‌پوشید. درست مثل لباس‌هایی كه تو انتخاب كرده‌ای. یعنی او را به عنوان الگوی خودت انتخاب كرده‌ای؟

البته شباهت زیادی بین لباس پوشیدن ما وجود دارد اما واقعیت این است كه من از لباس‌های رسمی بیزارم.  چه دلیلی وجود دارد كه با تقلید از فرد دیگری خودم را سر زبان‌ها بیندازم آن هم در فهرست بدپوش‌ترین مردان جهان.  نه این موضوع صحت ندارد.

تو یكی از جوان‌ترین مردان ثروتمند در جهان هستی درست است كه اهمیت چندانی به ثروتت نمی‌دهی؟

اینكه ترجیح می‌دهم جین و تی‌شرت‌های سبك و ساده بپوشم باعث شده فكر كنید پول برایم بی‌اهمیت است؟ البته كه این‌طور نیست. قدر ثروتی كه دارم را می‌دانم و با كمك آن می‌توانم كارهای زیادی انجام دهم و در كنار آن به افرادی نیز كمك كنم.

خب چرا به پیشنهاد فروش این شبكه كه این اواخر به چند میلیارد دلار رسیده بود، جواب رد دادی؟

این شبكه مثل بچه من است. من آن را به‌وجود آورده‌ام و مثل هر پدر و مادری دوست دارم بزرگ شدن و رشد كردنش را ببینم.  تصمیم دارم آن را هدایت كنم و ببینم این شبكه اجتماعی در حال رشد در آینده چه خدماتی را به جامعه جهانی ارائه می‌كند. تصور فروش برایم غیرممكن است حتی اگر با رقم‌های بیش از این سراغم بیایند. 

سینماگران به زندگی خصوصی تو علاقه دارند. ظاهرا تنها این افراد به زندگی شخصی تو علاقه ندارند بلكه هكرها هم به این موضوع اهمیت می‌دهند و دائم در حال جست‌وجو در فایل‌های شخصی تو هستند؟

آنها تلاش خودشان را می‌كنند اما واقعیت این است كه چندان موفق نیستند.

اما هكرها عكس‌های شخصی تو را از فایل‌های خصوصی‌ات  درمی‌ آورند و آنها را در اینترنت پخش می‌كنند.

واقعیت این است كه آنها به‌دلیل خطای نرم‌افزاری كه در شبكه به‌وجود آمد توانستند به این بخش نفوذ كنند و تعدادی از اسناد و تصویرها را از صفحه من و برخی از كاربران سرقت كنند البته این عكس‌ها چندان عكس‌های خصوصی نبودند، فقط چند عكس‌ من و نامزدم در حال تهیه غذا در این فایل وجود داشت؛ البته عكس‌هایی از یك مهمانی دوستانه و برخی از عكس‌هایی كه در سمینارها و ملاقات‌های رسمی با شخصیت‌های مختلف داشتم.

در برخی از سایت‌های خبری درباره آشنایی تو و نامزدت نوشته‌اند كه در صف سرویس بهداشتی با هم آشنا شده‌اید؟

واقعا این همه كنجكاوی مردم برایم جالب است. ما در یك مهمانی با یكدیگر آشنا شدیم گپ زدیم و این ارتباط ادامه پیدا كرد.

در ماه گذشته هم شركت یاهو معترض شده بود كه مدیران این شبكه ایده‌های این شركت را در حوزه تبلیغات اینترنتی سرقت كرده‌اند؟ در این باره چه نظری داری؟

وكیل این شركت در كالیفرنیا این موضوع را به‌طور رسمی به ما خبر داد. یاهو معتقد است شیوه انتشار تبلیغات اینترنتی و پیام‌هایی كه در این زمینه از طریق شبكه اجتماعی به كاربران ارسال می‌شود به تبلیغات آنها شبیه است  اما من به‌عنوان مسئول ارشد این شبكه اجتماعی به شما می‌گویم این مسئله به هیچ وجه صحت ندارد. اگر چه ما رقابت شدیدی با یاهو در این زمینه داریم اما لزومی نمی‌بینیم از ایده‌های این سایت برای جذب مخاطب بیشتر استفاده كنیم. به‌نظرم یاهو با طرح این موضوع درست زمانی كه ما قصد داریم فعالیت‌های خودمان را در بازار بورس تقویت كنیم، قصد دارد به ما و برنامه‌های پیش‌رویمان ضربه بزند؛ البته باید اضافه كنم كه مدیران این شركت پس از رد كردن پیشنهاد چند میلیارد دلاری‌‌برای خرید از دست من كلافه‌اند.



حضور تو در گوگل پلاس و انتخابت به‌عنوان محبوب‌ترین فرد در این شبكه موجب ناراحتی برخی از كاربران شبكه‌اجتماعی و هوادارانت شد.
 
خب. دراین باره باید بگویم مدیران گوگل تلاش داشتند از حضور من استفاده تبلیغاتی كنند؛ البته آنها در این زمینه چندان موفق نبودند. صفحه من در گوگل پلاس هیچ اطلاعاتی را در اختیار دیگر كاربران قرار نمی‌دهد. هیچ كامنت و پستی در آنجا وجود ندارد و جدیدا این موضوع را فهمیده‌ام كه مدیران گوگل شرایطی را ایجاد كرده‌اند كه هیچ‌یك از افرادی كه صفحه خالی مرا دنبال می‌كنند نتوانند مرا از حلقه افراد دنبال‌كننده خود خارج كنند در‌واقع آنها به هر طریقی مایلند من به‌عنوان یكی از پرمخاطب‌ترین افراد در گوگل پلاس باقی بمانم. اینكه این ا مر چه فایده‌ای برای آنها دارد برای من مشخص نیست  اما من در این صفحه فعال نیستم و هیچ موضوعی را در این صفحه با مخاطبانم در میان نمی‌گذارم.

 اجازه بده درباه انتخاب رنگ آبی برای این شبكه اجتماعی از تو بپرسم. دلیل این انتخاب چه بوده؟

در ماه‌های گذشته در سایت‌ها و وبلاگ‌های متعددی دیدم كه مردم درباره كوررنگی من صحبت می‌كنند و می‌نویسند؛ اما این صحت ندارد در این مورد می‌توانم بگویم آبی رنگ مورد علاقه من است و این تنها رنگ و كامل‌ترین رنگی است كه در جهان برای من وجود دارد كه سایه روشن‌های آن برایم معنا دارد به همین دلیل این رنگ را برای شبكه انتخاب كرده‌ام البته از انتخاب آن هم راضی‌ام.

اما مسئله‌ای كه در مورد شبكه‌های اجتماعی مورد انتقاد قرار می‌گیرد این است كه انسان‌ها را از زندگی واقعی دور می‌كند و به‌خصوص در مورد جوانان باعث می‌شود آنها شخصیت‌های واقعی خودشان را كنار بگذارند.

این هم از آن حرف‌هاست، زمانی كه در دانشگاه بودم یكی از مشكلات دانشجویان این بود كه نمی‌توانستند وقتی در جاهای مختلف هستند با هم در ارتباط گروهی باشند و با هم كار كنند. حالا شبكه‌های اجتماعی این امكان را فراهم كرده و می‌توانم صدها خوبی برای این شبكه‌های اجتماعی بشمارم. دوست هم ندارم به انتقاداتی كه این‌گونه است جواب بدهم.

یك جمله معروف تو این است كه «من در خانه تلویزیون ندارم» این واقعیت دارد؟
بله.

فكر نمی‌كنی در این صورت دچار مشكلی می‌شوی؟

نه، تا به حال كه دچار مشكل نشده‌ام.

اما در شبكه‌ات در سال 2010 نوشته بودی كه كسی سایتی نمی‌شناسد كه بازی فینال جام‌جهانی فوتبال را پخش كند؟

خب این اشكال من نیست، اشكال رسانه‌ای است، مثل شبكه‌های ماهواره‌ای و تلویزیونی، اینترنت هم رسانه‌ای است كه میلیون‌ها نفر از آن استفاده می‌كنند و باید چنین اتفاقاتی به صورت زنده از آن پخش شود.

فوتبال را دوست داری؟

نمی‌شود گفت كه عاشق فوتبال هستم اما وقتی همه دوستانم در مورد فوتبال حرف می‌زنند طبیعی است كه بخواهم بازی فینال جام‌جهانی را ببینم.

زندگی تو با همه میلیاردرهای جهان فرق می‌كند، واقعا از این شیوه زندگی راضی هستی؟

فكر می‌كنی اگر راضی نبودم این شیوه را ادامه می‌دادم؟ لذت‌های من كم نیستند. من خیلی راحت در خیابان‌ها با دوستانم رفت‌و‌آمد می‌كنم، هرجا كه دلم بخواهد می‌روم و كسی هم مزاحمم نمی‌شود.

به جز اینترنت چه تفریحات دیگری داری؟

فكر می‌كنم به این سوال جواب داده‌ام. آشپزی می‌كنم، با دوستانم حرف می‌زنم، كتاب می‌خوانم و البته در اینترنت می‌چرخم.

می‌توانی یك روز بدون اینترنت زندگی كنی؟

قبلا بارها این كار را كرده‌ام، همین تازگی 3روز با دوستانم به سفر رودخانه‌ای رفته بودیم كه در آن به هیچ تكنولوژی‌ای دسترسی نداشتیم.

فكر می‌كنم به سفر كردن هم علاقه داری. جاهایی كه در جهان دیده‌ای و دوست داشته‌ای كجاها بوده؟

صحرای كالاهاری، آنگوگ تات در كامبوج، پاریس، ونیز، آبشار آنجل و آبشار نیاگارا.

آخرین سوال من در موردی است كه معمولا دوست نداری راجع به آن صحبت كنی، تخمین‌‌ها می‌گویند كه شما 17 میلیارد دلار ثروت دارید؟

پدرم همیشه به من می‌گفت: «سوالی كه جوابش را می‌دانی نپرس.»





از كراوات بیزارم

دوست دارم كمی در مورد لباس پوشیدنت صحبت كنیم، چند روز پیش كه در اینترنت جست‌وجو می‌كردم خبری درباره نظرسنجی نشریه GQ درباره بدپوش‌ترین شخصیت سرشناس در جهان به چشمم خورد، نام تو در میان 10 نفر اول این فهرست بود.

اوه. .  واقعا متاسفم. در این مورد زیاد شنیده‌ام. خیلی‌ها تی‌شرت، شلوار جین و حتی كفش‌های ورزشی مرا مسخره می‌كنند.  خب اهمیتی ندارد. شاید مردم علاقه دارند فردی مثل من كه مسئولیت اداره شبكه اجتماعی را دارم به شیوه خاصی لباس بپوشد اما واقعیت این است كه من تی‌شرت و شلوار جین را به هر لباسی ترجیح می‌دهم. این لباس برای من راحت است،  بنابراین دلیلی وجود ندارد خودم را با لباس‌های رسمی آزار بدهم؛ البته در شرایط استثنایی لباس رسمی می‌پوشم مثل وقتی كه قرار است در یك مراسم رسمی حاضر شوم در این شرایط حتی حاضرم كراوات ببندم؛ چیزی كه از وجود آن دور گردنم بیزارم.



تماشا: مرحوم ایرج قادری این چند ماه آخر حیاتش مدام در مجالس گوناگون و حتی مصاحبه های کوتاهش با افراد مختلف غیرمستقیم از مدیران خواسته بود که فیلم «شبکه»اش را اکران کند اما متاسفانه این اتفاق در قید حیاتش نیفتاد و «شبکه» در حالی اکران شد که مرگ قادری باعث شد این فیلم باتوجه به بضاعت های خودش تا اینجا برخلاف پیش بینی ها، با فروش نسبتا خوبی رو به رو شود. با گذشت دو هفته از نمایش این فیلم با عبدالرضا منجزی، فیلمنامه نویس این فیلم گپ کوتاهی زده ایم و از او خواستیم درباره خاطرات پشت صحنه این فیلم و اتفاقات جالبی که مخاطبان را سر ذوق بیاورد، حرف بزند. در ادامه بخشی از این حرف ها را از زبان منجزی که یکی از دوستان نزدیک قادری در این سال ها بوده، می خوانید.



قادری جزو معدود فیلمسازانی بود که هر وقت اراده می کرد بودجه تهیه فیلمش را از طریق مردم تامین می کرد. خیلی از بزرگان و همکاران سینمایی و یاران قدیمی اش هنگامی که چهره رنجور قادری را مشاهده کردند، هم قسم شدند تا او را برای ساختن فیلم جدیدش یاری کنند؛ دوستانی که تا لحظه مرگ او به وعده خودشان وفادار بودند. دوستانی مثل فرج حیدری، اکبر عبدی، حبیب اسماعیلی، سعید مطلبی، ستار اورکی، بابک صحرایی و...

در ابتدا قرار بود ایشان فیلمی با عنوان «فاخته» بسازد. من 80 درصد فیلمنامه را نوشته بودم. در میانه راه به طور اتفاقی یک روز بعدازظهر در دفتر هفت تیر طرح «شبکه» را برایش گفتم. او به شدت به خط قصه علاقه مند شد، روزمرگی، بررسی ناهنجاری اجتماعی، ریتم قصه، تنوع شخصیت ها، گروه های متعدد داستان و طرح معمایی اش و... خیلی او را مجذوب کرد و از من خواست «فاخته» را کنار بگذارم و «شبکه» را بنویسم.

وقتی قصه آماده شد هر روز عصر از ساعت 5 در خانه ام حاضر می شد که نتیجه کار را برایش بخوانم. جلسات اول شبانه بود و او از 10 شب به بعد از فرمانیه راه می افتاد و به خانه من می آمد. عجیب آنکه همه دوستان و نزدیکان به این نکته پی بردند که تنها ساعاتی که قادری در روز پرشور و سرحال است، هنگامی است که مشغول کار روی فیلمنامه ایم.

آنقدر با هیجان نظر و پیشنهاد می داد که انگار می خواهد فیلم اولش را بسازد. بعد از دو ماه در خانه فرج حیدری قرار بازخوانی گذاشته شد تا سناریو خوانده شود. یک بار تهمینه (همسر قادری) صدایم کرد و مرا به حیاط برد و به من گفت که ایرج بیماری اش را جدی نمی گیرد و من از این موضوع خیلی می ترسم.



چون علائم نوعی بیماری غیرقابل کنترل در او مشاهده می شود. اما قادری عین خیالش نبود و همین طور کار می کرد و به فکر فیلم های بعدی اش هم بود.

وقتی به انتخاب عوامل رسیدیم، او دوست داشت در این کار هم از پیشکسوتان استفاده کند و هم از جوانان و نکته اینجاست که هر دو گروه معرفت نشان داند. بی آنکه قول و قراری باشد، بی آنکه کسی نکته ای را گوشزد کند، انگار همه فهمیده بودند که این آخرین فیلم قادری است. بی آنکه حتی علائمی از بیماری در چهره و قامت او دیده شود.

مهناز افشار و شاکردوست گزینه های اول برای نقش های اصلی بودند که مشتاقانه و با شور و شوق آمدند اما برنامه کاری نگذاشت آنها با قادری همکاری کنند. چه بسا که اگر آنها می دانستند این آخرین فیلم اوست، حتما به این پروژه می پیوستند.

در بین مردان هم امین حیایی، حامد کمیلی، حامد بهداد و پوریا پورسرخ گزینه های بعدی بودند و معرفت و ذوق و شوق نشان دادند. اما برنامه فشرده کاری شان اجازه نداد به این فیلم برسند. حتی این را هم بگویم که من نقش پژمان را فقط و فقط برای حامد بهداد نوشته بودم و روی اکت های عصبی او و توانایی های زیاد او حساب ویژه ای کرده بودم. اما متاسفانه او هم سر کار بود و می خواست به کیش برود.

یکی از بازیگرها که برای این فیلم خیلی رفاقت به خرج داد اکبر عبدی بود. او وقتی به دفتر آمد جلوی قادری خم شد و گفت من به خاطر تو مجانی بازی می کنم. یک سکانس و چند سکانس هم برایم فرقی نمی کند.

فرج می خواست یواشکی به عبدی بگوید که این فیلم آخر ایرج خان است. اما عبدی در حالی که انگار بغض کرده بود گفت: «هیچینگو، می دونم. تا آخرش هستم».

سیرویس گرجستانی هم، امیر جلالی هم، مظلومی و دیگران هم. هیچ کسی در این فیلم بر پایه مناسبات حرفه ای و مالی عمل نکرد. آن شبی که عبدی برای اولین بار به دفتر قادری آمده بود خیلی روز خوبی بود. بعد از آنکه سناریو را خواندیم و کلی حرف بین این دو رد و بدل شد، عبدی همه را به خانه خودش دعوت کرد و همه آن شب به خانه عبدی رفتیم و آش نذری که همسرش درست کرده بود را خوردیم.

چندین بار ایرج خان هنگام پیش تولید از هوش رفت و بچه ها پنهانی از او در آشپزخانه گریه می کردند. او بسیار مقید به ظاهرش بود و خیلی آراسته بود. همیشه خوشبو و خندان و تمیز بود و به ادب و احترام و گفتار تاکید ویژه ای داشت.

 اخبار بد را به هیچ کسی نمی داد و مجدانه از شما می خواست که اخبار بد را به او ندهید. صبح تا شب جوانان علاقه مند به بازیگری به دفترش می آمدند و او با صراحت و گفتار تند، تقبیح این آرزو را می کرد. برایش مهم نبود که جوان رو به رو خوشش بیاید یا بدش بیاید.



می خواست واقعیت را به او بگوید. می گفت برای ستاره شدن چهره زیبا و قامت و دندان های تراش خورده کافی نیست. جنم، ژن، وجود، آن، خلاقیت و شانس مهم است.

یادم می آید که برای نقش امیرعلی (یکی از نقش های فیلم شبکه) وقتی آن جوان علاقه مند به بازیگری را دعوت به کار کرد او خیلی روی هیکلش کار کرده بود. قادری با این موضوع قویا مخالفت کرد و از او خواست با یک اندام واقعی و ورزشی سر کار بیاید نه این هیکل ساختگی!

فرج حیدری برای او بیش از یک مدیر فیلمبرداری بود. او همیشه در نقش یک دوست باوفا ظاهر می شد. قادری می خواست برای این فیلم از بوتیمار هم استفاده کند و فرج او را دعوت به کار کرد و او هم حاضر شد اما به لحاظ برخی از قواعد نتوانست با بوتیمار همکاری کند.

قادری یک بار در گوش من گفت مهم حال و رابطه ای است که من دارم. مهم تشییع جنازه نیست. مهم همراهی الان آدم ها با من است که من دارم. تا زنده ام دوست دارم که همه دوستانم کنارم باشند.

این را اولین بار همین جا می گویم که قادری می خواست امسال یک فیلم به نام «آلاله» بسازد فیلمی که قرار بود پروانه ساخت بگیرد اما قبل از سال همسرش از ما خواست که فعلا ساخت این فیلم را به خاطر ناتوانی ایرج کنسل کنیم تا وقتی حالش خوب شد که اجل مهلت نداد.
مرحوم قادری همیشه تا ظهر در دفترش کار می کرد و بعد از آن به آفیس 2 می رفت. اصطلاح آفیس 2 را خودش ابداع کرده بود و منظورش «دربند» بود! او همیشه وقتی از کار در دفترش خسته می شد، برای ادامه کار به دربند می رفت. قادری ارادت ویژه ای به مسعود کیمیایی داشت و چندبار هم آن زمانی که کیمیایی در بیمارستان بود، پیش او رفته بود. او حتی خیلی دوست داشت که پولاد کیمیایی هم در «شبکه» بازی کند.



از قدیمی ها او این اواخر از بهروز وثوقی خیلی ناراحت شده بود. گویا وثوقی در خارج مصاحبه ای کرده و در آن گفته بود که من اشتباه کردم که در «بت» قادری بازی کردم و هر اتفاق خوبی که در آن فیلم افتاده، باعثش من بودم و از این حرف ها.

این حرف ها قادری را عصبانی کرده بود و طوری شد که قادری به وثوقی گفت چرا الان داری حرف آن زمان ها را می زنی؟ تو که آن موقع می گفتی این یکی از بهترین فیلم های توست. حالا چی شده که داری این جوری می گی؟

برای من عجیب این بود که آن سوپراستاری که بازیگری اش را مدیون قادری است چگونه حتی در این دو سال حالی از او نپرسید. با آنکه من شاهد بودم که قادری برای شبکه خیلی دوست داشت که گلزار را هم به فیلم دعوت کند اما او جواب پیغام مرحوم قادری را که روی منشی تلفنی اش گذاشته بود، نداد.

قادری هم اصلا عادت نداشت با یک بازیگر دوبار تماس بگیرد. البته شنیدم زمانی که قادری بستری بود، آقای گلزار برای او یک دسته گل به بیمارستان فرستاد.



رضا عارفان جمعه 5 خرداد 1391 نظرات ()
هفت صبح: گردشگران با هر دلیلی که سفر می کنند یک موضوع مشترک را در هر سفر تجربه خواهند کرد. آن هم تهیه ارز کشور مقصدشان است. بنابراین باید نکاتی را درباره ارز و تبدیل آن بدانید.

1- اگر با تورهای گردشگری سفر می کنید تا زمان اقامت در هتل نیازی به پول ندارید چون همه خدمات به عهده آژانس مسافرتی شماست اما اگر انفرادی سفر کرده اید از همان لحظه ورود به کشور مقصد شما نیاز به استفاده از پول رایج آن کشور را دارید.

2- به یاد داشته باشید وقتی از هواپیما پیاده شدید و از قسمت بررسی گذرنامه عبور کردید با تعداد زیادی صرافی مواجه خواهید شد از این رو کمی حوصله کنید و به همه تابلوهای قیمت این صرافی ها خوب دقت کنید. معمولا آنها با اختلاف خیلی اندکی نرخ تبدیل ارزها را با یکدیگر روی تابلوها نوشته اند. پس بهترین را انتخاب کنید و تنها مبلغ مورد نیاز اولیه خود را تبدیل کنید. چون این صرافی ها معمولا چند درصدی ارز همراه شما را ارزان تر از قیمت واقعی خواهند خرید. بنابراین فقط به میزان موردنیاز خود برای رسیدن تا هتل، ارز تبدیل کنید نه بیشتر.



3- در سطح شهر باتوجه به اطلاعات قبلی خود فقط در بانک های معتبر و صرافی ها معتبر پول خود را تبدیل کنید و هرگز به دیگران در این باره اعتماد نکنید. به یاد داشته باشید که حتما شخصا این کار را انجام دهید.

4- بیشتر بانک ها و صرافی های معتبر در سطح جهان پس از کنترل ارز پرداختی شما و تبدیل آن به پول رایج کشورشان یک رسید به شما می دهند که سریال اسکناس های پرداختی شما و همچنین اسکناس های دریافتی شما کاملا روی آن قید شده است و حتی شماره معامله انجام شده و تاریخ و زمان آن نیز دیده خواهد شد، در حفظ و نگهداری همه این رسیدها دقت کنید. با در دست داشتن این رسید هرگز نگران مشکل ساز شدن این تبدیل نباشید. حتی اگر کسی ادعای اصل نبودن پول پرداختی شما را داشت بدون هیچ نگرانی از او بخواهید به پلیس تلفن بزند چون شما هیچ مشکلی نخواهید داشت و راه کلاهبرداری از شما بسته شده است.


5- هنگام دریافت باقی پول خود از فروشگاه ها از سلامت آنها کاملا مطمئن شوید و با معیارها یخود آنها را بازرسی کنید. البته این کار را بیشتر برای اسکناس های درشت انجام دهید چون این اسکناس ها هستند که مورد سوءاستفاده قرار خواهند گرفت.

6- برای خرید خود از فروشگاه های سطح شهر هرگز از ارز واسطه استفاده نکنید حتی اگر این فروشگاه قابلتی این کار را داشته باشد در نظر داشته باشید که این فروشگاه ها ارز شما را بسیار ارزان تر از نرخ واقعی محاسبه خواهند کرد.


7- همیشه روزانه و به میزان نیاز خود ارز را تبدیل کنید. چون هر روز قیمت ها متفاوت خواهند بود. البته این کار نکته مثبت دیگری هم برای شما خواهد داشت و آن هم امنیت پول شما هنگام گشت و گذار در سطح شهر است و سودجویان هرگز به دنبال شما نخواهند بود.

8- هرگز در لابی هتل اقدام به تبدیل ارز نکنید و اگر انفرادی سفر می کنید مبلغ هتل را با پول رایج کشور مقصد خودتان پرداخت کنید نه با ارز واسط مثل دلار یا یورو.



برترین ها:  شاید شما هم مشابهت‌های زیادی در مورد متولدین یك ماه را كشف كرده باشید، حالا ما خصوصیات 3 خردادی مشهور را به شما می‌گوییم تا خردادی‌ها را كمی بشناسید و ببینید آیا ستاره‌های خردادی شبیه بقیه خردادی‌ها هستند یا نه؟





12 خرداد 1317(2 ژوئن 1937)

morgan freeman

مورگان فریمن، خردادی باهوش و پر انرژی
  • فردی آرام، با قوه تخیل زیاد و علاقه‌مند به عقاید بكر
قبل از ورود فریمن به‌عرصه سینما و تئاتر، او پول كافی برای ورود به این عرصه را نداشت بنابراین با جمع‌آوری شیشه‌های نوشیدنی و دریافت 12 سنت برای هر شیشه به‌صورت روزانه به سوی آرزوهایش گام برمی‌داشت.
  • بسیار مهربان و انسان‌دوست‌ است
مورگان فریمن برای مدرسه‌ دخترانه در زادگاهش ممفیس، مبلغ 250 هزار دلار اختصاص داده است.
  • خیلی به سفر می‌رود و موقعیت خود را پیوسته عوض می‌كند
زمانی كه مورگان نوجوان بود در جست‌‌وجوی كار در كارخانه‌ها به شیكاگو رفت. همچنین در زمان سربازی در ویرجینیا به امور دفتری مشغول بود و یك سال و نیم از خدمتش را پشت میز گذراند تا اینكه به خلبانی علاقه پیدا كرد اما ترس از ارتفاع و حاضرنشدن در جلسه‌های آموزش پرواز و پرش با هواپیما سبب شد تا او این‌ رؤیا را كنار بگذارد و وارد سینما شود و سرانجام برنده جایزه یك عمر فعالیت‌ هنری گلدن‌گلوب در سال 2012 شد.


  • باهوش است و كارهای یكنواخت برایش مناسب نیست
مورگان فریمن علاقه زیادی به كار كردن در ژانرهای مختلف دارد. او از سخت‌ كاركردن لذت می‌برد و حتی می‌تواند به‌طور همزمان در 5 نقش بازی كند. او دوست دارد اگر زمان استراحتی برایش پیش آید، اسب‌سواری كند.


  • به ادبیات و تاریخ علاقه‌ای وافر دارد. با دیگران نمی‌تواند معاشرت كند زیرا آنان را عادی و دور از دنیای خیالی خود می‌یابد.





14 خرداد 1361(4 ژوئن 1981)

mehdi soloki

مهدی سلوكی، علاقه‌مند به هنر و دارای حس فرماندهی

سخاوتمند، خوش قلب و مهربان است



  • اطرافیانش برای او مشكل ایجاد می‌كنند زیرا رفتارش مستقل است
مهدی سلوكی تحصیل در هنرستان و رشته گرافیك را برگزید درحالی‌كه در كودكی خود و خانواده‌اش آرزوی مهندسی، خلبانی و پزشكی داشتند و در همین سال‌ها بود كه جذب كار هنری و تلویزیونی شد.
  • به موسیقی و هنر عشق می‌ورزد
مهدی سلوكی، نقاش چیره‌دستی است و از كودكی به این رشته علاقه داشت. زمانی كه ماجرای بازیگرشدنش پیش آمد، هنوز نقاشی، هنر اول مهدی بود و تا قبل از پخش مجموعه «نرگس» در تمام مصاحبه‌هایش رسما می‌گفت كه بازیگری نه شغل اول و نه هنر اول اوست و همیشه تاكید داشت كه نقاشی را ترجیح می‌دهد اما امروز دیگر چنین نیست. مهدی در میان سایر هنرها به خطاطی هم مسلط است.


  • زندگی‌اش بسیار غیرمعمول است و رفتاری کاملا ویژه و در عین حال شایسته دارد.‏ در کارهایش دارای ابتکار و اختراع است و عقاید جدید توجهش را جلب می‌کند.
  • رویدادهای غیرمنتظره را دوست دارد و به استقبال هیجان می‌رود
رانندگی پشت فرمان اتومبیل به همان اندازه كه برای مهدی سلوكی جذابیت تفریحی دارد برای خانواده و دوستدارانش نگران‌كننده است چون او عاشق سرعت است و حتی در زندگی خصوصی هم معمولا با سرعت تصمیم گرفته و عمل می‌كند؛ البته مهدی راننده ماهری است اما به‌دلیل همین سرعت به‌طور متوسط هر ماه تصادف می‌كند و هرگز كسی اتومبیل او را سالم ندیده.


  • طبیعت زیاده‌طلب او موجب می‌شود که پیوسته در زندگی‌اش تغییر پیش آید و در نهایت خواستار نهایی ذهن از تمام موانع محیط و اجتماع است.





 4  خرداد 1330(26 می 1950)

Mohammad  Kasbi

محمد كاسبی، خردادی همه فن حریف، با حافظه‌ای فوق‌العاده

برنده سیمرغ بلورین بهترین بازیگر نقش اول مرد در سال 74 برای فیلم «پدر»



  • همه كاره است و به بسیاری از موضوعات علاقه دارد و تمام كارها را با هم پیش می‌برد
كاسبی، فارغ‌التحصیل بازیگری و كارگردانی سینما و تئاتر از دانشكده هنرهای دراماتیك است. از دیگر فعالیت‌های جنبی او می‌توان به مسئول واحدهای نمایش‌های رادیو، بنیانگذاری مركز هنرهای نمایشی وزارت ارشاد، ‌عضویت در شوراهای فیلمنامه حوزه هنری، عضویت در شوراهای بازبینی فیلم و ویدئویی وزارت ارشاد، عضویت در گروه تخصصی نمایش شورای انقلاب فرهنگی‌، عضو گروه تخصصی نمایش فرهنگستان هنر، مسئولیت واحد تئاتر حوزه هنری و مسئولیت امور شهرستان‌های حوزه هنری اشاره كرد.
  • اهل سفر و گردش
مسافرت و به طور كل سفر به كشورهای خارج را دوست دارد. ولخرج است و زندگی پرتنوع را دوست دارد.
  • صادق، باوفا و خوش‌ذات است. عاشق گردش دسته‌جمعی، سینما و تئاتر است. حساس و محافظه‌كار است و احساسات دیگران برایش قابل درك است و عقاید خود را به كسی تحمیل نمی‌كند.
  • از لحاظ ستاره‌شناسی این شخص باید مواظب رژیم غذایی خود باشد
محمد كاسبی در زمان ضبط و پخش همزمان سریال «سه‌دونگ‌سه‌دونگ» به‌دلیل نارسایی قلبی در بیمارستان بستری شد و به گفته پزشكش باید هر‌چه سریع‌تر تحت عمل جراحی قلب قرار گیرد.
  • حافظه‌ای قوی دارد، سخنوری حرفه‌ای است
هنگام تمرین برای كارهای تصویری یا تئاتر، كمتر اتفاق می‌افتاد كه دیالوگ‌‌هایش را فراموش كند و همیشه از عهده كارش به بهترین شكل برمی‌آید.
  • مشكل اساسی او اعصابش است  
در روزهایی كه ضبط مجموعه تلویزیونی «سه‌دونگ‌سه‌دونگ» متوقف شده بود، كاسبی در شرایط روحی نامساعدی بود و همین مسئله، باعث شد جراحی قلب او به تاخیر بیفتد.





11 خرداد 1310(31 می 1930)

clint eastwood

كلینت ایستوود، خردادی سرسخت و بی‌قرار

در سال 1992 اسکار بهترین فیلم و بهترین کارگردانی را برای فیلم «نابخشوده» از آن خود کرد



  • بسیار حساس است و به‌نظر می‌رسد كه همزمان دو مشغولیت دارد. به‌طور كلی دارای طبعی دوگانه است
از خصوصیات كارهای ایستوود این است كه در اكثر مواقع، كار تهیه‌كنندگی و موسیقی فیلم‌هایی كه كارگردانی كرده را هم به عهده می‌گیرد.
  • طبعا سرحال و خوشحال و به زندگی خوشبین است. ذهنی فعال دارد كه پیوسته آماده انجام دادن فوری هر كاری است. می‌تواند از زندگی لذت ببرد و بدون قصد در هر بحثی شركت كند.
  • نیروی جست‌وجوگر دارد و آرزو می‌كند منزل راحتی داشته باشد و برای این كار تلاش فراوان به خرج می‌دهد اما خیلی از مشكلات جسمی هم بر سر راه اوست.
  • معمولا به‌علت فعال‌ بودن و توانایی‌اش در برقراری ارتباط با همه در زندگی موفق است
 جاودانگی كلینت ایستوود، هم به‌عنوان یك بازیگر و هم در قالب یك كارگردان قطعی است.
  • بی‌اندازه خوش‌قلب، دلسوز و صادق است و اشتباهات خود را می‌پذیرد
آنچه همواره در فیلم‌های ایستوود قابل احساس است، تلخی بیش‌از حد ولی صادق فیلم‌های اوست كه به بحران‌های دنیای اطراف ما می‌پردازد. از جمله جنگ و پیامدهای آن و نیز تبعیض‌ نژادی.


  •  از مداخله دیگران ناراحت می‌شود و اطاعت ‌كردن را دوست ندارد و دیگران روحیه او را به دشواری درك می‌كنند
ایستوود به سرسخت‌ بودن و داشتن نگاه سرد معروف است.



رضا عارفان جمعه 5 خرداد 1391 نظرات ()
(تعداد کل صفحات:696)      [ 1 ]   [ 2 ]   [ 3 ]   [ 4 ]   [ 5 ]   [ 6 ]   [ 7 ]   [ ... ]  
درباره وبلاگ
موضوعات
آخرین مطالب
نویسندگان
آرشیو مطالب
پیوند ها
پیوندهای روزانه
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
كل مطالب : عدد
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :

مدل لباس
ابزار وبلاگ

ابزار وبلاگ

قالب وبلاگ